این مطلب ارسال شده است در روز شنبه, آبان ۴م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۸:۱۱ ب.ظ تحت دسته فرهنگ و جامعه. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
…روزی نوشت
محمد حسن سلیمانی
در مجلس طرحی با عنوان الزام دانشگاه ها به پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت ارائه شده که از جهات مختلفی قابل بررسی است. اما قسمتی که بیشتر جلب توجه می کند تبصره ایست که در آن طرح آمده:
“تحصیل دختران دانشجو در غیر محل سکونت والدین یا همسر، منوط به موافقت والدین یا همسر می باشد.”
بعضی می گویند که در تصویب تمام قوانین باید سراغ منابع فقهی برویم و از آنها استفاده کنیم و خب همه چنین دیدگاهی ندارند. کسانی که این طرح را امضا کرده اند احتمالا, اکثرا یا همگی از دسته اول باشند. لااقل افرادی مثل آقای مطهری حتما چنین دیدگاهی دارند. اما آیا چنین طرحی از منابع فقهی استنباط شده؟
اجازه همسر مبنای شرعی دارد البته فکر می کنم تا الان هم به نوعی در مورد همسر چنین اختیاری وجود داشته و زنان متاهل بدون اجازه نمی توانسته اند به شهر دیگری برای تحصیل بروند.
اما در مورد اجازه پدر واقعا جای سوال است. در فقه برای ازدواج دختر نیاز به اجازه پدر ذکر شده. البته همین هم اختلافی است و حتی بسیاری از باب احتیاط اجازه را شرط دانسته اند. اما برای این مسئله که تحصیل در شهر دیگری باشد مسئله کاملا متفاوت است. این مسئله به صورت مسئله سفر فرزند بدون اجازه والدین ذکر می شود. به این صورت که نهی والدین از سفر موجب حرمت آن سفر می شود.
۱-اولا در این مسئله بین دختر و پسر هیچ تفاوتی نیست.
۲-این مسئله اصلا حکومتی نیست. یعنی قانونی نیست که به زور حکومت اجرا شود. بلکه یک مسئله شخصی است. یعنی اگر کسی رعایت کرد خوب کرده. نکرد بد کرده! جرمی هم محسوب نمی شود.
بنابراین اجبار دختران به سکونت در شهر والدین مگر با اجازه آنها اولا یک تبعیض بدون هیچ دلیل شرعی و البته متاسفانه به نام اسلام است. ثانیا اجباری کردن مسئله ای است که از نظر شرعی اختیاری بوده. هر چند یک طرفش گناه محسوب میشود.
این از نظر شرعی! اما آیا به عوارض اجتماعی چنین طرح هایی به اندازه کافی توجه شده؟ ما همیشه فقط یک طرف قضایا را می بینیم و در مورد دانشجویان هم فقط آفات خوابگاه ها را می بینیم. اما آیا حبس کردن دختران و اجبارشان به سکونت آفت ندارد؟ آیا اصلا در دنیای امروز چنین حرفی پذیرفتنی است؟ عادلانه است؟!
راه مشخص است. ما می توانیم عربستان باشیم و قوانین خیلی سختگیرانه ای اجرا کنیم و ادعا بکنیم به نفع سلامت جنسی جامعه است! اما لااقل بهتر است به نام دین این کار را نکنیم.
آبان ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۴ ق.ظ
سلام
از این دست صلاحدیدهای یکسونکرانه کم نداریم متاسفانه!
آبان ۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۰ ب.ظ
صد در صد با شما موافقم و بعضی وقتها بسیار متعجب میشوم از اینکه چطور برخی تصمیمگیران در جامعه ما اینقدر در تدبیر و تفکر در امور اجتماعی سهل گیرو بیدقت هستند. تا جایی که آدم به حسن ظنشان هم مشکوک میشود!
دی ۲م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ق.ظ
با سلام امید وارم به سوالات جواب داده شود
اول ام کلثوم که بود و دختر کدام یک از امامان بوده و به عقد چه کسی در امده و چرا ؟
دوم چرا پسری که بعد از پانزده سال تمات از دین اسلام بر می گردد از پدرش ارث نمی برد مگر در هر حال فرزند ان شخص نیست
سوم چرا در اسلام اجبار وجود دارد و علمای ما نیز با ان انطور که باید مبارزه نمیکنند