این مطلب ارسال شده است در روز یکشنبه, آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۲:۰۴ ب.ظ تحت دسته حوزه علمیه. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
…روزی نوشت
محمد حسن سلیمانی
بین درس فقه و اصول آقای محقق داماد معمولا یک ربعی فاصله می شود. یکی از شاگردان اصولشان گفتند روز عید غدیر عیدی می دهید دیگر؟ آقای محقق فرمودند اگر ما رو اینجا پیدا کردی بیا عیدی هم بگیر!
بعد تعریف کردند که سابق رسم بوده روز عید غدیر خانه سیدها بروند و به سیدها هدیه بدهند. حالا برعکس شده هدیه می خواهند.
گفتند زمانی در خرم آباد بوده اند و چند نفر از روحانیون سید آنجا روز عید در منزلشان می نشسته اند و مردم به دیدارشان می آمده اند. یک کیسه خیلی بزرگی هم آنجا بوده که صبح تا شب پر می شده از پول. اون طوری که آقای محقق اشاره کردند ارتفاع کیسه حداقل یک متری می شده!
دوستان سید ما از الان کیسه هایشان را آماده کنند. البته در کیسه های مردم اگر چیزی باقی بود شاید کیسه آنها هم چیزکی در روز عید پیدا می کرد!
آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۰ ب.ظ
سلام!
فعلا که ملت کیسه هاشون رو آماده میکنند تشریف میارند منزل سیدهای بنده ی خدا!
البته سیدها هم بیکار ننشستند پول تبرکی!! با آرم عید غدیر چاپ میفرمایند جای پول به مردم میدهند…
یا کلی ۱۰ و ۵۰ و ۱۰۰ تمنی خش خشی نو از بانک میگیرند یک مهر عید غدیر با نام مبارک خودشان هم رویش میزنند و با چند تا شکولات و نقل بسته بندی میکند و کلا روی همدیگه ۱۰۰ هزار تمن هم نمیشود!
خلاصه وقتی هدیه دادن اجباری میشه از این ابتکار عمل ها هم خلق میشه!
هدیه دادن خوبه اما نه از نوع واجبش!
از این مستحب های واجب شده ماشاء الله فراوان است!
در کل همه ی اینها بهانه ایست برای تبریک و شادی
عید شما هم پیشاپیش مبارک
آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۴ ب.ظ
سلام علیکم.
دو هفته ی قبل که قم بودم تلفن کردم کتابخانه ی مرعشی. ….. با سیدمهدی رجائی صحبت کردم. بعد فهمیدم ایشان خودش نسب شناس و صاحب تألیفات است. ……. گفت با این اطلاعات که شما شش پشت خودت را می شناسی نمی شود (طبق مشجرات آل رسول الله الاکرم) شجره نامه ات را یافت.
شما (سلیمانی) کتاب (ولو مسوده باشد) مشجرات آل رسول الله الاکرم را دیده ای؟
پس پریروز در مسیر قم - تهران یک عالم دینی ی حدود هفتادساله نشست کنارم. بعد از دقایقی صحبت شروع شد. تا خود تهران. می گفت:
من و آقای خامنه ای شانزده هفده ساله بودیم می رفتیم پنهانی انگلیسی می خواندیم.
من ده روز مهمان شیخ محمدصالح حائری مازندرانی سمانی بودم. در سمنان. کتاب حکمت بوعلی سینا را هم امضا کرده به من داده و من دارم.
حسینی طهرانی برادری دشت به نام آیت الله لاله زاری. امام جماعت مسجد لاله زار (؟) بود در تهران. پسر لاله زاری الان در وزارت خارجه (؟) است.
من به امام خمینی (یا ؟) پیشنهاد دادم شما و آقایان شریعتمداری و گلپایگانی و مرعشی و … بدون سیداحمد و سیدجواد و سیدحسن و … (یعنی بدون پسرهاشان، و اصولاَ بدون فرد دیگر) بروید با هم در یک اتاق. بنشینید فقط قرآن بخوانید و دعا کنید و نماز بخوانید. هم بر خودتان اثر دارد. هم جامعه آرام می شود. (سیدمحمدی: من به ایشان گفتم ای کاش ایشان تا سالها به این پیشنهاد عمل می کردند و حتا الان هم سران و علمای جهان اسلام و حتا علمای داخل ایران با هم چنین ارتباطی داشتند.)
نام ایشان ابراهیم وحید (مشهور به ابراهیم وحید دامغانی) بود.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۶ ق.ظ
آقا شما این همه از درس آقای محقق حرف میزنید، فکر نمیکند آدم هوس میکند بیاید ببیند آنجا چه خبر است؟
میشود همین زیر بگویید چه مبحثی از فقه و اصول میگویند این روزها؟ و کجا؟
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۹ ق.ظ
حتما این کیسهها پر خواهد شد. مردم ما از گلوی خود میزنند اما کیسهها را پر میکنند.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۶ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
این قضیه اثبات سیدی که جدیدا در قم رواج پیدا کرده چیه ؟
جنابعالی اطلاعی دارید؟
بعد از اثبات مگر چه چیز در انسان تغییر میکند
شاید هم مدرک میدند سر پل صراط بشه ارائه داد(شاید خدارا چه دیدید)
انشالله عاقبت بخیر باشید
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۸ ق.ظ
باسلام
بنده سیدنیستم ولی خرم آبادی هستم وبرسم سادات مطرح شده درمطلبتان دعای خیررا هدیه عیدآتیتان دارم.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۳ ق.ظ
سلام
آقای محقق ساعت ۹ تا یازده در مدرسه دارالشفاء درس می دهند. ۹ تا ۱۰ درس فقهشان است که باب حج است. ۱۰ تا ۱۱ هم درس اصولشان است که در باب مقدمه واجب است. بنده از فقهشان استفاده می کنم.
آقای سیدمحمدی
کتابی که فرمودید متاسفانه ندیده ام.
آقا شهاب
بنده خیلی در جریان نیستم. اما دیده ام که بعضی سعی می کنند چنین چیزهایی اثبات کنند. عنایت مردم به روحانیون سید خیلی بیشتر است.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
سلام
ممنون از آقای ایرانی! بنده هم تبریک می گویم. البته سید نیستم!
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۱ ب.ظ
من نفهمیدم فلسفه این هدیه دادن به سیدها در عید غذیر چیست ؟ اساسا سید ها چه فرقی با دیگر انسان ها دارند ؟
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۸ ب.ظ
سلام علیکم.
من که بیست سال است دارم کوشش می کنم مستنداً ثابت کنم سید هستم! هنوز موفق نشدم! پس «قضیه ی اثبات سیدی» کم چیزی نیست!
متقابلاً عید غدیر را به جناب عالی و عزیزانتان تبریک می گویم.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
ادامه:
فرزند معنوی ی رسول الله بودن افضل است بر فرزند جسمانی ی آن حضرت بودن. گمانم چنین روایتی از آن حضرت هست: انا جدّ کلّ تقی. البته وقتی عرض کردم «فرزند معنوی ی رسول الله بودن افضل است بر فرزند جسمانی ی آن حضرت بودن»، نظرم به این روایت نبود. به گمان من، اسلام نظرش است به هزار بهانه، که این سید است، این کهنسال است، این زن است، این عالِم است، این مهمان است، این همسایه است، ……………..، انسانها را با هم مهربان کند. نمی گویم سید بودن و مهمان بودن و … هیچ کدام هیچ موضوعیتی و هیچ اهمیتی ندارد. نه. این طور نمی گویم. ولی گمان می کنم، و البته ممکن است از گمانم برگردم، که اصل، رأفت مردم با همدیگر است. برای جلب رأفت و رحمت و محبت، از این نکته ها استفاده می کند خداوند.
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ق.ظ
سلام. در وبلاگم بخشی به نام حوادث واقعه دارم که مثل تو نظراتم درباره پیرامون را در آن می نویسم.
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۹ ب.ظ
می ارزه به خدا حاضرم عیدی بدم تا شاید یه کم بار گناهم کم بشه….
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۱ ب.ظ
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام!!!
دی ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۷ ق.ظ
سلام
یکی دو روز بود سایتتون لود نمیشد نگران شدیم!
پیروز باشید
دی ۴م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۸ ب.ظ
فعلا که زمانه برعکس شده همه چیز هم برعکس شده. خدا رحم کنه
دی ۷م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۰ ب.ظ
سلام،
یک سئوال برای شما: وقتی که همه ائمه از طریق یک “زن” (حضرت فاطمه) به پیامبر متصل شده اند و همه سیدها هم “سید” بودنشان را به دلیل رسیدن یک نسب به یکی از ائمه میدانند، پس چرا این خاصیت “سید” بودن از طریق مادر انتقال پیدا نمیکند؟!!
این چه سیستم متناقضی است که شیعه برای خودش خلق کرده است؟
دی ۷م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۷ ب.ظ
سلام
مسئله مهمی است.
دو حرف است. گاهی سید را در مسائل فقهی مشخص می کنند که خب تابع دلایل فقهی است. اما در سید خطاب کردن در جامعه ممکن است هر کسی مبنای خودش را داشته باشد.
بنده نسبت فرزند با مادر را مثل نسبتش با پدر می دانم.
دی ۹م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۷ ب.ظ
سلام علیکم.
و دلایل فقهی، ظاهراً گاهی اوقات بر پایه ی روایات مجعول است. محمد صادقی تهرانی، روایاتی که سیادت را از پدر می داند، جعلی دانسته.
***
نیستی پهلوون؟ گفتیم از ایران خارج شدی!
دی ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۲ ب.ظ
سلام به نظرم دو این دو سه تا پیام آخری به یه نکته توجه نشده
سیادت از نظر فقهی از طرف پدر است و سیادت ائمه هم از همین طریق ثابت است یعنی از طریق پدر که امیر المومنین است علت آن هم این است که سیادت از عبد مناف یا هاشم آغاز می شود نه از پیامبر اکرم(ص).
یا علی مدد