این مطلب ارسال شده است در روز یکشنبه, آذر ۱۰م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۱۱:۵۱ ب.ظ تحت دسته فرهنگ و جامعه. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
…روزی نوشت
محمد حسن سلیمانی
ظهر برادرم حرف یکی از هم لباسان در تلویزیون را نقل کرد. ظاهرا به خانم ها توصیه کرده بودند که همیشه مدرک تحصیلی شان را پایین تر نگه دارند و بعد با دستشان هم اشاره کرده اند که اگر مردان اینجا هستند زن ها اینجا باشند.
ظاهرا ایشان در یکی از موسسات اقماری حوزه روانشناسی هم خوانده اند. البته متاسفانه روانشناسی و امثال آن در قم (و حتی ایران) معنای خاصی دارد.
اگر به این حضرات اعتراض کنیم درجا می گویند شما که روانشناسی نخوانده ای. در روانشناسی اثبات شده که مرد از زن باید بالاتر قرار گیرد. حالا ما هم نمی دانیم روانشناسی که در قم تدریس می شود چیست!
حالا بنده وارد حوزه روانشناسی نمی شوم چون بلد نیستم. ولی بد نیست به یکی از تبعات این حرف اشاره کنم.
ایشان به خانم ها توصیه کرده اند که در تحصیل از شوهرشان جلو نزنند. از طرف دیگر ایشان و امثالشان همیشه تاکید کرده اند که خانم ها حتما ازدواج کنند و هر چه زودتر هم ازدواج کنند بهتر. پس در نتیجه مدرک تحصیلی زنان در جامعه باید پایین تر از مدرک تحصیلی مردان باشد. صرفا به این خاطر که درون خانواده ها, خانم ها در تحصیلات جلوتر نباشند.
خصوصا در جامعه ای مثل ایران می توان تبعات این حرف را بهتر حس کرد. در جامعه ای که اکنون زنانش از مردان در تحصیل پیش افتاده اند و اگر بخواهیم توصیه های امثال ایشان را عملی کنیم طبعا باید مانع سیل عظیم دختران مشتاق ادامه تحصیل شویم. آن هم با یک استدلال بسیار شرعی و عقلایی! چون اگر در آینده بخواهید ازدواج کنید باید از مردتان پایین تر باشید پس بهتر است ادامه تحصیل ندهید.
زمانی می گفتند به دلایل اقتصادی و کاری سهمیه بندی جنسیتی لازم است. حالا باید گفت به دلیل تناسب در خانواده ها سهمیه بندی لازم تر شد.
جالب است که در نگاه بعضی ازدواج اصل زندگی است. البته نه برای مردان! مثلا اگر خانمی شیفته مباحث علمی باشد و استعداد و کوشش طی کردن مدارج مهم تحصیلی را هم داشته باشد اما شوهرش به هر دلیلی نتواند یا نخواهد ادامه تحصیل دهد, طبق توصیه ایشان, خانم بهتر است تمام آرزوها و اهدافشان را به گور ببرند تا خدای نکرده ابهت شوهرشان خدشه دار نشود!
آقای جنتی در نماز جمعه هفته قبل شکایت کرده اند از اینکه چرا خانم ها در ازدواج به اینکه شوهرشان تحصیلاتی هم سطح یا بالاتر از خودشان داشته باشد توجه می کنند. بد نبود نگاهی به همین طرز فکر رایجی که در بالا بیان شد می کردند. وقتی که اعتقاد رایج متمایل به برتری مردان در تحصیل باشد بدیهی است که زنان از همان اول به فکر هماهنگی تحصیلات باشند تا بعدا مشکلی پیش نیاید.
بگذریم از اینکه از نظر فرهنگی هم توجه به تناسب در تحصیلات طبیعی است.
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۰ ق.ظ
حرف حساب که جواب ندارد.
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۰ ق.ظ
برخی از برنامههای طنز تلویزیون، جالب است! بهویژه برنامهی این آقا!!
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۶ ق.ظ
در جامعهای که همه چیز وارونه شد شنیدن یه چنین چیزایی خیلی هم عجیب نیست. البته بحث در این خصوص که آیا باید سهمیهبندی جنسیتی انجام بگیرد یا نه، خیلی پیچیده است. ولی خود من به دلایلی غیر از دلایل این حاجآقا تاحدودی موافق سهمیهبندی جنسیتی، دستکم در مقطع کنونی هستم. البته هنوز خود من نتونستم در این مورد به نتیجه قطعی برسم.
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۶ ق.ظ
۱- به نظر من مشکل چندوجهیتر از اینه که فقط این آخوندهای بیسوات بازاری رو مقصر بدونیم.
۲- این آخوندهای بامزه دو سال میرن روانشناسی میخونن، بعد بیا و ببین که خودشون رو عقل کل فرض میکنن و انگار توی دنیا فقط یه روانشناس هست، اونم ایشونن. و دربارهی همه چی هم که نظر میدن و همه چی رو میخوان با این دو سال روانشناسی خوندنشون تحلیل و تفسیر کنن.
۳- ما تحصیلات آکادمیک رو به عنوان یه شاخصهی حیاتی تعریف کردیم؛ که اگه یه کسی نداشت، یعنی فلجه. و اگه کسی داشت، یعنی اینکه میتونه خودش رو عقل کل بدونه و به همه فخر بفروشه. تا وقتی نگاهمون این باشه، همین اوضاع گند رو هم باید تحمل کنیم.
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۷ ب.ظ
سلام و خسته نباشید
تا حالا طلبه ندیدم که مثل شما فکر کند. نگاهتان به مسایل خانمها خیلی مترقی است. موفق و پیروز باشید. سوال: چند درصد از همکلاسهایتان مثل شما فکر میکنند؟
آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۲ ب.ظ
از لطفتان متشکرم.
خیلی خیلی کم! راستش رو بخواید هم فکری در این مورد پیدا نکردم.
آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۸ ق.ظ
سلام!
سر این قصه دراز است!
مدیریت + این اندیشه های عجیب و غریب، طنزی شده است در کشورمان
جلساتی خدمت جناب آقای ذوالعلم! بودیم و این بحثها…!
زمانی به ((”معجزه ی زوجیت” در نگرش اسلام)) فکر میکردیم حالا به ((” فاجعه ی جنسیت” در جامعه ی مسلمین)) !!!!
با سپاس از بحثهای منصفانه ی شما!
امیدوارم این نقدها تبدیل به تئوری های دقیق و پاسخگویی بشود برای آینده
پایدار باشید
آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۸ ب.ظ
سلام
دقیقا! فاجعه جنسیت…
متشکر از لطفتان
ان شاء الله!
موفق باشید
آذر ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۳ ب.ظ
سلام
اصولا وقتی وب گردی می کنم کامنت نمی ذارم، ولی در این مورد حیفم اومد.
واقعا شما طلبه هستید؟ اونم طلبه تو قم؟ البته شاید به دلیل تحصیلات اولیه دانشگاهی این طور متفاوت فکر می کنی؟ شاید هنوز خودتو تطبیق ندادی و شاید می خوای یکه تازی کنی و منزوی بشی توی فضای حوزه.
این کامنت فقط علامت تعجبی بود برای دختر دانشجوی به ظاهز مذهبی که از طرح این جور مسائل توسط این جور کسا ناامید شده.
موفق باشید
آذر ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۲۸ ب.ظ
زهرا خانم سلام
متشکرم از استثنایی که برای وبلاگ بنده قائل شدید.
بله بنده واقعا طلبه ساکن قم هستم!
اصل این افکارم از قبل از دانشگاه هم بوده و ان شاء الله همیشه هم باقی می ماند. امیدوارم هیچ وقت مایه ناامیدی نشوم.
شاد باشید