این مطلب ارسال شده است در روز دوشنبه, آذر ۴م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ تحت دسته فرهنگ و جامعه. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
…روزی نوشت
محمد حسن سلیمانی
آقای ذوالعلم مشاور وزیر آموزش و پرورش, مصاحبه ای با روزنامه کارگزاران کرده اند که از جنبه های مختلف قابل بررسی است و به نظر من خیلی باید مورد توجه و نقد قرار گیرد.
از این سبک حرف ها و طرح ها زیاد مطرح می شود و معمولا به دلایل مختلف به مرحله اجرا, حتی نزدیک نمی شوند. از جمله به دلیل فشارهای زیاد و جنجال هایی که می شود. اما همیشه هم این طور نیست. بلکه گاهی, وقتی خبر طرح به همه میرسد که دارد اجرا می شود. مثل طرحی که برای بومی گزینی در دانشگاه ها, امسال اجرا شد و تبعاتش را دیدیم.
حقیقتش من در مورد حسن و عیب تدوین کتب درسی متفاوت برای دختران و پسران تردید دارم. از طرفی مسلما مخالف تبعیض هستم و این تفاوت آموزشی را نوعی تایید و تقویت تبعیض می بینم. اما از طرف دیگر این تبعیض در واقعیت جامعه ما هست. یعنی به هر حال نقش های آینده پسران و دختران بسیار متفاوت است و شاید نداشتن آموزش مخصوص موجب کمبود توانایی هایی در آینده شود که تبعات اجتماعی آن کمتر از تبعات همان تبعیض ها نباشد.
نهایتا برای من خیلی سخت است که در مورد قضیه کتب درسی متفاوت موضع بگیرم. اما آقای ذوالعلم مطلب جدیدی را مطرح کرده اند که نه تنها موضع گیری در برابرش سخت نیست, بلکه به وضوح نشان دهنده اندیشه خطرناکی است که مسلما تبعات فاجعه باری خواهد داشت:
“یک بحث دیگری مطرح است که هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده و در قالب یک سوال قابل طرح است و آن سوال این است آیا اساسا طول زمانی که دانشآموزان دختر ما به آموزش نیاز دارند با طول زمان پسران ما یکسان است؟ آیا استعداد برتر دختران و تمرکز دختران بر آموزش موجب تسریع در آموزش نمیشود که ما بگوییم اگر یک محتوای مشترک و ثابتی داریم برای دختران و پسران. شاید دختران این توان و این کشش را داشته باشند که در زمان کوتاهتری این آموزش را ببینند. و ما بیخود یک سال دختران را معطل پسران نکنیم. این بحث هم اخیرا در بعضی از محافل کارشناسی مطرح شده که هوش یادگیری دختران در دوره عمومی قبل از دانشگاه تا سن ۱۷ سال از پسران قویتر است. آمار میانگین معدل بچهها و ورود بچهها به دانشگاه همه اینها را تایید میکند. این بحث در قالب یک سوال مطرح است ما هنوز به جمعبندی مشخصی نرسیدیم. آنچه که در دنیا وجود دارد این است که دخترها و پسرها را از این جهت مساوی دیدند”.
اولا که با کمال احترام امیدوارم هیچ گاه به جمع بندی مشخصی نرسید!
ثانیا آمار قبولی بالاتر دختران در دانشگاه به خاطر استعداد ذاتی بیشترشان است؟! دختران ایرانی خیلی باهوشند یا پسران ایرانی خیلی بی استعدادند؟ فکر نمی کنم چنین آمار بالاتر قبولی در همه جای دنیا صادق باشد.
به اعتقاد من اینها ظاهر زیبایی برای واقعیت قضیه و اندیشه ایست که پشت این طرح است. چیزی که از همان ابتدا هم به ذهن خطور می کند و در ادامه صحبت های ایشان به نوعی تلویحا تایید می شود:
“ واقعا یکی از نگرانیهای دختران این است که سن ازدواج آنها به تاخیر میافتد. الان با توسعه تحصیلات عالی در کشور دختران تا قبل از اینکه کارشناسی را تمام نکنند خیلی وارد خانواده نمیشوند و خود دختران احساس میکنند اگر میتوانستند زودتر این فرصت را پیدا کنند، شاید بهتر بود.
یعنی زودتر درسشان تمام میشد و ازدواج میکردند؟
احسنت. بدون اینکه ما فرصتی را از دختران بگیریم. یعنی یک بحث ظریف اینجاست. در واقع به خاطر اینکه حق دختران رعایت شود ما نباید دختران را معطل پسران قرار دهیم. مثلا در یک مسابقه دو اگر دختران زودتر توانستند به نقطه هدف برسند ما به دختران بگوییم شما بایستید چون پسرها از شما کندتر میآیند، کندی اینها را تحمل کنید”.
“فرمودید یکی از دلایل طرح موضوع کم کردن زمان تحصیل دختران در مدرسه مسئله بالا رفتن سن ازدواج بوده است؟
نه به عنوان یک علت ولی به عنوان یک قرینه چرا. یعنی ما اگر بتوانیم فرصت دختران را برای ورود به زندگی خانوادگی در یک موقع مناسب فراهم کنیم این یک کمکی است به آنها و ما آنها را در نظام آموزشی معطل نمیکنیم”.
واقعیت قضیه همین طرز فکر و نگاه خاص به دختران است. نگاهی که اگر اهمیت ازدواج را برای دختران بیش از تحصیل نداند کمتر نمی داند. این روزها هم تاثیر تحصیل دختران در تاخیر ازدواج ظاهرا مسلم است. در نتیجه بعضی مثل ایشان به فکر چنین طرح هایی افتاده اند. یعنی قربانی کردن تحصیل به خاطر ازدواج زودتر.
در این نگاه نقش اصلی هر زنی, نقش همسری و مادری است. تحصیل هم برای زنان تا جایی مفید است که به این نقش کمک کند و اگر بخواهد کمترین مانعی در راه ازدواج ایجاد کند نقض غرض می شود. در مورد زنان هر قضیه ای باید با توجه به ازدواج و تولید مثل باشد و با توجه به این دو برنامه ریزی شود. اما در مورد مردان نه. هر مردی ممکن است راهی خاص خودش برای زندگی انتخاب کند!
این نگاه ممکن است بخواهد ظاهر علمی پیدا کند و پشت ادعاهای قشنگی مثل استعداد بیشتر دختران مخفی شود. و وقتی سوال شود که چطور این قضیه علمی را فقط ما کشف کرده ایم پاسخ اینست:
“ممکن است حالا آنها نفهمیدند ما فهمیدیم چه اشکالی دارد. ما معتقد نیستیم بقیه بیشتر از ایرانیها میفهمند یکجا ممکن است ما بهتر بفهمیم”.
ما ایرانی ها این جور مسائل و فقط این جور مسائل را خیلی بهتر از دیگران می فهمیم!
پی نوشت: این پست را می خواستم دیشب بگذارم. ظاهرا سرور سایت خراب بود و از دسترس خارج شده بود.
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۰ ب.ظ
خیلی با پستت حال کردم. دمت گرم. می خاستم موضع گیری عجیب غریبی بکنم. اما موضع عاقلانه شما منو متوقف کرد. کاش خیلی های دیگه از هم صنفی های شما هم همین طوری فکر می کردند…
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۷ ب.ظ
لطف دارید
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۶ ب.ظ
سلام علیکم.
پوزشم را بپذیر. احتمالاً خطای دید بوده. وگرنه محمدحسن و محمدحسین هر دو زیبا هستند. اتفاقاً یک دانشجو در کلاس آزمایشگاه فیزیک دانشگاه پیام نور قم هست که ظاهراً نامش محمدهژیر است.
نام شما را اصلاح کردم.
و قابل دانستی و عزت بخشیدی، با لینک کردن الاحقر (به قول خودم: الاحقر معظم له!!).
***
وقتی من پژوهشگر و ویراستار بودم در بنیاد دانشنامه ی بزرگ فارسی، رئیس مستقیم من دکتر سیدمحمدکاظم نائینی بود. رئیس شورای چی چی در وزارت آموزش و پرورش. و وزارت علوم. و دانشگاه آزاد. و چند دانشگاه و مؤسسه ی آموزش عالی ی دیگر. این چیزهایی که آقای ذوالعلم گفته، بر فرض مفید بودن، باید از هزار خان بگذرد تا عملی شود. البته در مملکت ما، گاهی چپه اش هم اتفاق می افتد. مثل طرح تحول اقتصادی، که هنوز مجلس تصویب نکرده، یک قسمتش اجرا شده!
دیر ازدواج کردن دختران (و پسران) شاید انواع دلیل ها داشته باشد در جامعه ی ما (و جامعه ی جهانی). معیوب ترین راه حل برای رفع آن، شاید همین راه حل وزارت آموزش و پرورش باشد. خب البته «هنر نزد ایرانیان است و بس»!
قربانت.
التماس دعا.
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۱ ب.ظ
سلام
خواهش می کنم. این را به تجربه فهمیده ام که محمد حسین به ذهن خیلی ها نزدیک تر از محمد حسن است. البته طبیعی است. محمد حسن کمتر است!
خواهش می کنم شما الاعظم هستید.
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۰ ب.ظ
سلام علیکم.
در صورت تمایل در گفت و گوی ذیل
http://masoodesadeghi.blogfa.com/post-143.aspx
شرکت بفرما.
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۲ ب.ظ
نقد کامل و درستی کردی، تازه خواننده شما هستم. پایدار باشید.
آذر ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۳ ق.ظ
مرسی.جالب بود.
آذر ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۵ ق.ظ
این مصاحبه ها و نگاه ها تازگی ندارد.
متاسفانه در کشورمان ناتوانی در اشتغال زایی و آموزش را می خواهندبا کاستن از روند رو به رشدفکری و اجتماعی زنان جبران کنند. کما اینکه همین طرح بومی سازی که از امسال اجرا رشد در راستای محدود کردن دختران و پایین آوردن سن ازدواج آنان است.