<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نقص کل</title>
	<atom:link href="http://mhsoleimani.com/?feed=rss2&#038;p=173" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mhsoleimani.com/?p=173</link>
	<description>محمد حسن سلیمانی</description>
	<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 10:11:18 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.2</generator>
		<item>
		<title>با: نقدی بر نقض کل نوشته محمد حسن سلیمانی &#171; آفتابگردان</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-418</link>
		<dc:creator>نقدی بر نقض کل نوشته محمد حسن سلیمانی &#171; آفتابگردان</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-418</guid>
		<description>[...] دوست عزیزم محمد حسن سلیمانی که چند وقتی است با قلمی شیوا از دریچه حوزه وبلاگ می نویسد در تازه ترین یادداشتش با عنوان &#8220;نقض کل&#8221; اینگونه نوشته است:اینجا  [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] دوست عزیزم محمد حسن سلیمانی که چند وقتی است با قلمی شیوا از دریچه حوزه وبلاگ می نویسد در تازه ترین یادداشتش با عنوان &#8220;نقض کل&#8221; اینگونه نوشته است:اینجا  [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حسن سلیمانی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-259</link>
		<dc:creator>محمد حسن سلیمانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-259</guid>
		<description>بله دقیقا!
مشکل دقیقا همین جاست که می خواهند بعضی احکام را با ارجاع به تفاوت هایی توجیه کنند. در نتیجه تفاوت هایی را تعریف می کنند که گاهی این قدر عجیب و غریب و بی دلیل می شود.
بسیار لطف می کنید
از نظراتتان استفاده می کنم
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله دقیقا!<br />
مشکل دقیقا همین جاست که می خواهند بعضی احکام را با ارجاع به تفاوت هایی توجیه کنند. در نتیجه تفاوت هایی را تعریف می کنند که گاهی این قدر عجیب و غریب و بی دلیل می شود.<br />
بسیار لطف می کنید<br />
از نظراتتان استفاده می کنم<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بنیادی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-257</link>
		<dc:creator>بنیادی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-257</guid>
		<description>میبخشید مجدد مزاحم شدم
نحوه ی ارتباط احکام فقهی به بحث تفاوتهای مرد و زن هم خودش مساله ی دیگری است که محل بحث است و به نظرم میرسه در این  مورد هم پیش فرضهای مطالعه نشده ای داریم
اکثر بزرگواران ذیل بحث فلسفه ی احکام زنان مساله ی تفاوت زن و مرد رو مطرح کرده اند که به نظرم تبیین نکرده اند این ارتباط دادن رو

مجددا عذرخواهم و متشکر
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میبخشید مجدد مزاحم شدم<br />
نحوه ی ارتباط احکام فقهی به بحث تفاوتهای مرد و زن هم خودش مساله ی دیگری است که محل بحث است و به نظرم میرسه در این  مورد هم پیش فرضهای مطالعه نشده ای داریم<br />
اکثر بزرگواران ذیل بحث فلسفه ی احکام زنان مساله ی تفاوت زن و مرد رو مطرح کرده اند که به نظرم تبیین نکرده اند این ارتباط دادن رو</p>
<p>مجددا عذرخواهم و متشکر<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حسن سلیمانی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-256</link>
		<dc:creator>محمد حسن سلیمانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-256</guid>
		<description>متشکر از لطف دوستان.
آقای غفوری
موضوع مطلب بنده در مورد مسئله تفاوت ارث نبود. اصل وجود تفاوت را هم رد نکردم. چیزی که به آن پرداختم دیدگاه رایجی است که زنان را ناقص العقل می داند و احساسشان را حاکم بر عقلشان می بیند. بدون اینکه کمترین دلیلی برای این ادعای بسیار بزرگ و عجیب داشته باشند.
خانم بنیادی
بسیار متشکرم از نظرات اندیشمندانه تان
فکر کنم در جامعه ما مطالعه و بحث از جنسیت هم به ضرر زنان تمام شود. چون معمولا هر مطالعه ای در این جامعه با هدف از قبل مشخص انجام می شود. مثل اینکه می خواهند اندیشه جدیدی را رد کنند می گویند مشغول مطالعه شده ایم!
مگر اینکه اندیشمندانی مثل شما استثنای این قاعده شوند که می شوند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>متشکر از لطف دوستان.<br />
آقای غفوری<br />
موضوع مطلب بنده در مورد مسئله تفاوت ارث نبود. اصل وجود تفاوت را هم رد نکردم. چیزی که به آن پرداختم دیدگاه رایجی است که زنان را ناقص العقل می داند و احساسشان را حاکم بر عقلشان می بیند. بدون اینکه کمترین دلیلی برای این ادعای بسیار بزرگ و عجیب داشته باشند.<br />
خانم بنیادی<br />
بسیار متشکرم از نظرات اندیشمندانه تان<br />
فکر کنم در جامعه ما مطالعه و بحث از جنسیت هم به ضرر زنان تمام شود. چون معمولا هر مطالعه ای در این جامعه با هدف از قبل مشخص انجام می شود. مثل اینکه می خواهند اندیشه جدیدی را رد کنند می گویند مشغول مطالعه شده ایم!<br />
مگر اینکه اندیشمندانی مثل شما استثنای این قاعده شوند که می شوند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بنیادی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-255</link>
		<dc:creator>بنیادی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-255</guid>
		<description>ظاهرا این پژوهش که آدرسش رو لطف کردید همون یک امتیازی که برای زن در نظر میگرفتند (هر چند فی الواقع برای توجیه برخی محرومیتهای زن) رو هم ازش گرفتند!
پیش بینی بنده از مواجهه ی جامعه مون با این مطلب این است که دستها برود زیر چانه که به به ظاهرا کلا زنان هم بی عقلند و هم بی احساس!

خدا بخیر کند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ظاهرا این پژوهش که آدرسش رو لطف کردید همون یک امتیازی که برای زن در نظر میگرفتند (هر چند فی الواقع برای توجیه برخی محرومیتهای زن) رو هم ازش گرفتند!<br />
پیش بینی بنده از مواجهه ی جامعه مون با این مطلب این است که دستها برود زیر چانه که به به ظاهرا کلا زنان هم بی عقلند و هم بی احساس!</p>
<p>خدا بخیر کند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بنیادی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-254</link>
		<dc:creator>بنیادی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-254</guid>
		<description>سلام!
بسیار جالب بود بخصوص منطقی 
انصافا حرفهای عجیب و غریب و بی سرو ته در مورد تحلیل تفاوت مرد و زن زیاد داریم که واقعا معلوم نیست از کجا گفته میشود.
حدس علمی زدن و بحث و نظریه پردازی کردن بد نیست اما بنده که هر چه نگاه میکنم که بلکه مطالعه ی منطقی و علمی ای شده باشد در مورد تفاوت زن و مرد واقعا....
خیلی بخواهم مثبت نگاه کنم بیشتر چیزی شبیه خیالپردازی است اکثر فرمایشات... 
احساساتی بودن زن!! عاقل بودن مرد!!
حرفهای کلی ای که معلوم نیست از کجا آمده و چطور باید با وضعیت مصادیق مردان و زنان جمعشان کرد. تئوریهایی که حجم مثالهای نقضشان از خود مدعا بیشتر است
چه بسا در واقع تفوق خواست بر اندیشه کاملا مشهود است و گویا برتری مرد میخواهد اثبات شود نه تفاوت زن و مرد مطالعه!!
به دین نسبت داده شدن این توجیهات که انصافا خارق العاده است!
گمان میکنم جدال بی سرانجام بر سر برتری و برابری را بهتر است خاتمه بدهیم و بنشینیم عاقلانه و عالمانه!!! مطالعه کنیم ببینیم جنسیت چیست و چه مختصاتی رو در مورد انسان خلق میکند... با ذهن ما چه کرده است!؟ 
خلاصه جنسیت را باید کجای هندسه ی ذهن و فکر و رفتارمان قرار دهیم!؟ 
و....

بقیه در وصف شخصیت ویژه ی حضرتعالی توضیح دادند به بنده نرسید لهذا فقط مجددا تشکر میکنم از نوشته های ارزشمند شما

پایدار باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
بسیار جالب بود بخصوص منطقی<br />
انصافا حرفهای عجیب و غریب و بی سرو ته در مورد تحلیل تفاوت مرد و زن زیاد داریم که واقعا معلوم نیست از کجا گفته میشود.<br />
حدس علمی زدن و بحث و نظریه پردازی کردن بد نیست اما بنده که هر چه نگاه میکنم که بلکه مطالعه ی منطقی و علمی ای شده باشد در مورد تفاوت زن و مرد واقعا&#8230;.<br />
خیلی بخواهم مثبت نگاه کنم بیشتر چیزی شبیه خیالپردازی است اکثر فرمایشات&#8230;<br />
احساساتی بودن زن!! عاقل بودن مرد!!<br />
حرفهای کلی ای که معلوم نیست از کجا آمده و چطور باید با وضعیت مصادیق مردان و زنان جمعشان کرد. تئوریهایی که حجم مثالهای نقضشان از خود مدعا بیشتر است<br />
چه بسا در واقع تفوق خواست بر اندیشه کاملا مشهود است و گویا برتری مرد میخواهد اثبات شود نه تفاوت زن و مرد مطالعه!!<br />
به دین نسبت داده شدن این توجیهات که انصافا خارق العاده است!<br />
گمان میکنم جدال بی سرانجام بر سر برتری و برابری را بهتر است خاتمه بدهیم و بنشینیم عاقلانه و عالمانه!!! مطالعه کنیم ببینیم جنسیت چیست و چه مختصاتی رو در مورد انسان خلق میکند&#8230; با ذهن ما چه کرده است!؟<br />
خلاصه جنسیت را باید کجای هندسه ی ذهن و فکر و رفتارمان قرار دهیم!؟<br />
و&#8230;.</p>
<p>بقیه در وصف شخصیت ویژه ی حضرتعالی توضیح دادند به بنده نرسید لهذا فقط مجددا تشکر میکنم از نوشته های ارزشمند شما</p>
<p>پایدار باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید محمد مهدی غفوری</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-253</link>
		<dc:creator>سید محمد مهدی غفوری</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-253</guid>
		<description>در آیه شریفه 187 سوره بقره آمده است:

أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿187﴾ 

در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید خدا مى‏دانست که شما با خودتان ناراستى مى‏کردید پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت پس اکنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانید] با آنان همخوابگى کنید و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسیدن] شب به اتمام رسانید و در حالى که در مساجد معتکف هستید [با زنان] درنیامیزید این است‏حدود احکام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزدیک نشوید این گونه خداوند آیات خود را براى مردم بیان مى‏کند باشد که پروا پیشه کنند (187)(ترجمه فولادوند)

همانگونه که ملاحظه می کنید مخاطب این آیه شریفه مردان هستند و آمده است که زنان را لباسی برای مردان و مردان را لباسی برای زنان قرار داده است. محتوای آیه شریفه برای ماه مبارک رمضان است که همه مسلمانان می بایست از روزه تقوی الهی را فراگیرند.
همانطور که می دانیم یک انسان هیچ گاه نمی تواند لباس باشد! ولی می تواند کارکرد لباس را داشته باشد پس لازم است کارکرد لباس مشخص شود تا مقصود آیه شریفه مشخص شود. مهمترین کارکرد لباس پوشاندن و حفظ انسان از عوامل خارجی است. خواه این عوامل خارجی عوامل جوی باشند خواه عوامل شهوانی.
اما سوال مهم آن است که چرا خداوند متعال زن را لباس مرد و مرد را لباس زن قرار داده است؟ مگر یک انسان خود نمی تواند لباس خود باشد؟ یقینا پاسخ منفی است! اما سوال مهمتر آن است که پاسخ منفی برای چیست؟
پاسخ به سوال کاملا مشهود است چرا که زن و مرد متفاوت خلق شده اند. اما آیا این تفاوت تنها تفاوتی جسمی است؟ یقینا پاسخ منفی است چرا که اگر به احکام و آدابی که برای زن و مرد نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که احکام آقایان با خانم ها تفاوت اساسی دارد! در احکام که دیگر تفاوت جسمانی مطرح نیست! مثلا همین حکمی که جناب آقای سلیمانی نقل کرده اند مطابق نص صریح آیه شریفه 176 سوره نساء است.

یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَکُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن کَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَکَ وَإِن کَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالًا وَنِسَاء فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿176﴾

از تو (درباره‏ارث خواهران و برادران) سوال می‏کنند، بگو خداوند حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‏کند: اگر مردی از دنیا برود که فرزند نداشته باشد و برای او خواهری باشد نصف اموالی را که به جا گذاشته از او (به ارث) می‏برد و (اگر خواهری از دنیا برود و وارث او یک برادر باشد) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‏برد، در صورتی که (شخص متوفی) فرزند نداشته باشد، و اگر دو خواهر (از متوفی) باقی بماند دو ثلث اموال را می‏برند و اگر برادر و خواهر با هم باشند (تمام اموال را میان خود تقسیم می‏کنند به این ترتیب که) برای هر مذکر دو برابر سهم مؤ نث خواهد بود - خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‏کند تا گمراه نشوید و خداوند به همه چیز دانا است. (176) (ترجمه مکارم شیرازی)

حال مسلم است که در مسائل ارث و میراث تفاوت جسمی نمی تواند مبنا باشد. در هر صورت اینکه عده ای می خواند ثابت کنند میان زن و مرد تفاوتی نیست بحثی است که شایسته است به آن پرداخته شود.
با تشکر (البته قصد داشتم که این متن را در وبلاگ خودم منتشر کنم که متاسفانه بازهم پارسی باکس با مشکلات عدیده مواجه است)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در آیه شریفه ۱۸۷ سوره بقره آمده است:</p>
<p>أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾ </p>
<p>در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید خدا مى‏دانست که شما با خودتان ناراستى مى‏کردید پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت پس اکنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانید] با آنان همخوابگى کنید و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسیدن] شب به اتمام رسانید و در حالى که در مساجد معتکف هستید [با زنان] درنیامیزید این است‏حدود احکام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزدیک نشوید این گونه خداوند آیات خود را براى مردم بیان مى‏کند باشد که پروا پیشه کنند (۱۸۷)(ترجمه فولادوند)</p>
<p>همانگونه که ملاحظه می کنید مخاطب این آیه شریفه مردان هستند و آمده است که زنان را لباسی برای مردان و مردان را لباسی برای زنان قرار داده است. محتوای آیه شریفه برای ماه مبارک رمضان است که همه مسلمانان می بایست از روزه تقوی الهی را فراگیرند.<br />
همانطور که می دانیم یک انسان هیچ گاه نمی تواند لباس باشد! ولی می تواند کارکرد لباس را داشته باشد پس لازم است کارکرد لباس مشخص شود تا مقصود آیه شریفه مشخص شود. مهمترین کارکرد لباس پوشاندن و حفظ انسان از عوامل خارجی است. خواه این عوامل خارجی عوامل جوی باشند خواه عوامل شهوانی.<br />
اما سوال مهم آن است که چرا خداوند متعال زن را لباس مرد و مرد را لباس زن قرار داده است؟ مگر یک انسان خود نمی تواند لباس خود باشد؟ یقینا پاسخ منفی است! اما سوال مهمتر آن است که پاسخ منفی برای چیست؟<br />
پاسخ به سوال کاملا مشهود است چرا که زن و مرد متفاوت خلق شده اند. اما آیا این تفاوت تنها تفاوتی جسمی است؟ یقینا پاسخ منفی است چرا که اگر به احکام و آدابی که برای زن و مرد نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که احکام آقایان با خانم ها تفاوت اساسی دارد! در احکام که دیگر تفاوت جسمانی مطرح نیست! مثلا همین حکمی که جناب آقای سلیمانی نقل کرده اند مطابق نص صریح آیه شریفه ۱۷۶ سوره نساء است.</p>
<p>یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَکُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن کَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَکَ وَإِن کَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالًا وَنِسَاء فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۱۷۶﴾</p>
<p>از تو (درباره‏ارث خواهران و برادران) سوال می‏کنند، بگو خداوند حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‏کند: اگر مردی از دنیا برود که فرزند نداشته باشد و برای او خواهری باشد نصف اموالی را که به جا گذاشته از او (به ارث) می‏برد و (اگر خواهری از دنیا برود و وارث او یک برادر باشد) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‏برد، در صورتی که (شخص متوفی) فرزند نداشته باشد، و اگر دو خواهر (از متوفی) باقی بماند دو ثلث اموال را می‏برند و اگر برادر و خواهر با هم باشند (تمام اموال را میان خود تقسیم می‏کنند به این ترتیب که) برای هر مذکر دو برابر سهم مؤ نث خواهد بود - خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‏کند تا گمراه نشوید و خداوند به همه چیز دانا است. (۱۷۶) (ترجمه مکارم شیرازی)</p>
<p>حال مسلم است که در مسائل ارث و میراث تفاوت جسمی نمی تواند مبنا باشد. در هر صورت اینکه عده ای می خواند ثابت کنند میان زن و مرد تفاوتی نیست بحثی است که شایسته است به آن پرداخته شود.<br />
با تشکر (البته قصد داشتم که این متن را در وبلاگ خودم منتشر کنم که متاسفانه بازهم پارسی باکس با مشکلات عدیده مواجه است)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حسن سلیمانی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-252</link>
		<dc:creator>محمد حسن سلیمانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-252</guid>
		<description>از لطف همه متشکرم خصوصا از کامنت دوستانه شما آزاده خانم.
متشکر از راهنمایی تان. حقیقتش خودم هم احساس کردم کمی طولانی شد. سعی می کنم خلاصه تر بنویسم. کم کم ادبیات وبلاگی بیشتر دستم میاد.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از لطف همه متشکرم خصوصا از کامنت دوستانه شما آزاده خانم.<br />
متشکر از راهنمایی تان. حقیقتش خودم هم احساس کردم کمی طولانی شد. سعی می کنم خلاصه تر بنویسم. کم کم ادبیات وبلاگی بیشتر دستم میاد.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آزاده</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-251</link>
		<dc:creator>آزاده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-251</guid>
		<description>برای من جالبه که شما دید انتقادی دارین و این توی بقیه پستاتون هم بود. مسایلی که مطرج میکنید جالبند و نگاه دقیقی دارید. یک کامنت دوستانه داشتم و امیدوارم که مفید باشه. فکر میکنم اگر کمی خلاصه تر بنویسید هم خوانندگان بیشتری خواهید داشت و هم راحتتر میشه با وبلاگ شما ارتباط برقرار کرد. مثلا به نظرم این پست رو میشد در یک یا جداکثر دو پاراگراف نوشت.
شاد باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برای من جالبه که شما دید انتقادی دارین و این توی بقیه پستاتون هم بود. مسایلی که مطرج میکنید جالبند و نگاه دقیقی دارید. یک کامنت دوستانه داشتم و امیدوارم که مفید باشه. فکر میکنم اگر کمی خلاصه تر بنویسید هم خوانندگان بیشتری خواهید داشت و هم راحتتر میشه با وبلاگ شما ارتباط برقرار کرد. مثلا به نظرم این پست رو میشد در یک یا جداکثر دو پاراگراف نوشت.<br />
شاد باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیدعباس سیدمحمدی</title>
		<link>http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-250</link>
		<dc:creator>سیدعباس سیدمحمدی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mhsoleimani.com/?p=173#comment-250</guid>
		<description>سلام علیکم.
درباره ی زن، بنده گمان می کنم اگر در کل قرآن و روایات، دستگاهمندانه و جامع به موضوع نگاه کنیم، زن عزیز و محترم است.
***
بنده در

http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-376.aspx

مقاله ای نوشتم. هر دو آقازاده ی آقای اسدالله بیات ابتدا از من ناراحت شدند. ولی خوشبختانه در نهایت با هم رفیق شدیم!

قسمتی از مقاله:

واقعاً برای بنده عجیب است. اگر زن به اجتهاد مصطلح در بین اصولیان و فقها دست پیدا کند، باید منتظر بماند ببیند مردان مجتهد اجازه ی رجوع مردم به او (زن مجتهد) را صادر می کنند یا نه؟ اجازه ی قاضی شدن را  برای او صادر می کنند یا نه؟ اجازه ی رهبر یا رئیس جمهور یا یا رئیس مجلس شدنِ زن مجتهد یا غیر مجتهد را صادر می کنند یا نه؟

            البته دست بالای دست بسیار است. خود مراجع تقلید محترم، اگر چاپ و توزیع شدن رساله ی شان یا برقرار بودن وبسایتشان، خطری برای امنیت ملی (در واقع: امنیت حکومت) باشد، به راحتی از چاپ و توزیع رساله ی شان جلوگیری می کنند و نیز به راحتی وبسایتشان را فیلتر می کنند. اتفاقاً شاید تا رسیدن به خود ِ فقه گویا (اصطلاح شیخ محمد صادقی ی تهرانی) و فقه پویا (اصطلاح حضرت آیت الله خمینی رحمت الله علیه و تعدادی از فقهای دیگر) هنوز خیلی راه است، ولی از تجدد و تکنولوژی این نصیب شده است که اگر رساله ی توضیح المسائل بنده ی نوعی را خمیر کردند یا از توزیعش جلوگیری کردند بنده بروم وبسایت تأسیس کنم و در تمام صفحات بنویسم: مرجع عالی قدر آیت الله العظما ... («شاید»، البته «شاید»، شکل گیری ی وبسایت آقا شیخ اسدالله بیات این گونه بوده است).</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام علیکم.<br />
درباره ی زن، بنده گمان می کنم اگر در کل قرآن و روایات، دستگاهمندانه و جامع به موضوع نگاه کنیم، زن عزیز و محترم است.<br />
***<br />
بنده در</p>
<p><a href="http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-376.aspx" rel="nofollow">http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-376.aspx</a></p>
<p>مقاله ای نوشتم. هر دو آقازاده ی آقای اسدالله بیات ابتدا از من ناراحت شدند. ولی خوشبختانه در نهایت با هم رفیق شدیم!</p>
<p>قسمتی از مقاله:</p>
<p>واقعاً برای بنده عجیب است. اگر زن به اجتهاد مصطلح در بین اصولیان و فقها دست پیدا کند، باید منتظر بماند ببیند مردان مجتهد اجازه ی رجوع مردم به او (زن مجتهد) را صادر می کنند یا نه؟ اجازه ی قاضی شدن را  برای او صادر می کنند یا نه؟ اجازه ی رهبر یا رئیس جمهور یا یا رئیس مجلس شدنِ زن مجتهد یا غیر مجتهد را صادر می کنند یا نه؟</p>
<p>            البته دست بالای دست بسیار است. خود مراجع تقلید محترم، اگر چاپ و توزیع شدن رساله ی شان یا برقرار بودن وبسایتشان، خطری برای امنیت ملی (در واقع: امنیت حکومت) باشد، به راحتی از چاپ و توزیع رساله ی شان جلوگیری می کنند و نیز به راحتی وبسایتشان را فیلتر می کنند. اتفاقاً شاید تا رسیدن به خود ِ فقه گویا (اصطلاح شیخ محمد صادقی ی تهرانی) و فقه پویا (اصطلاح حضرت آیت الله خمینی رحمت الله علیه و تعدادی از فقهای دیگر) هنوز خیلی راه است، ولی از تجدد و تکنولوژی این نصیب شده است که اگر رساله ی توضیح المسائل بنده ی نوعی را خمیر کردند یا از توزیعش جلوگیری کردند بنده بروم وبسایت تأسیس کنم و در تمام صفحات بنویسم: مرجع عالی قدر آیت الله العظما &#8230; («شاید»، البته «شاید»، شکل گیری ی وبسایت آقا شیخ اسدالله بیات این گونه بوده است).</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
